جوابیه تحریریه نوسازی به سخنان "مشفق"

 

پیش نوشت: این جوابیه که ابتدا در سایت های تحلیلی خبری منتشر شده است، اکنون به درخواست یکی از دوستان این جانب جهت تنویر افکار عمومی بازنشر می شود

بسمه تعالی
زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست / در حق ما هرچه گوید جای هیچ اکراه نیست
در طریقت هرچه پیش سالک آید خیر اوست / در صراط مستقیم، ای دل کسی گمراه نیست
بردر میخانه رفتن کار یک رنگان بود / خودفروشان را به کوی می فروشان راه نیست
بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است / ورنه لطف شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست

کثرت توزیع فایل صوتی فردی که خود را "مشفق" می نامد و مکتوب شدن مطالب این فایل در برخی جراید، چاره ای جز پاسخگویی در قالب اشاره به بخشی از مطالب خلاف واقع سخنان آقای "ع.ض" که درفایل صوتی مذکور، خود را مشفق معرفی می کند، برای دست اندرکاران "سایت خبری تحلیلی نوسازی" باقی نمی گذارد
1- ادعای نامبرده درباره بازجویی از آقای "محمدحسین نوبختی" مدیرمسئول سایت نوسازی کذب است.

2- آقای (ع.ض) مشفق که در فایل صوتی مذکور سعی در جلوه دادن خود به عنوان یک مسئول بلندپایه امنیتی دارد، نیروی دسته چندم یک قرارگاه موازی اطلاعاتی است و در هیچ مقطعی از دوران 31 ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در وزارت اطلاعات مشغولیتی به هر عنوانی نداشته اند.
3- ادعای ایشان درخصوص بازداشت مدیرمسئول سایت نوسازی توسط قرارگاهی که ایشان از آنجا حقوق میگیرد، به هیچ عنوان صحت ندارد و مدیرمسئول سایت نوسازی در پی جنجال رسانه های چپ و راست درخصوص خبرهای منتشره درباره "سیدحسن مصطفوی"، توسط شعبه 12 دادسرای کارکنان دولت و امور رسانه واقع در میدان 15 خرداد، احضار و دفاعیات و اسناد و مدارک موجود درباره خبرهای منتشره به صورت کتبی تقدیم بازپرس شعبه مذکور گردید و در نهایت با توجه به مستندات ارائه شده و با تشخیص بازپرس محترم، پرونده در مرحله بازپرسی مختومه و حتی به دادگاه نیز ارائه نگردید.
لازم به ذکر است جناب آقای مشفق می توانند با ارائه دقیق گردش کار ادعای خود مبنی بر اینکه آقای "محمدحسین نوبختی" با درخواست ایشان بازداشت گردیده اند و توسط ایشان بازجویی شده اند، به دفاع از حیثیت خود بپردازند. کما اینکه مسئولان بالادستی ایشان و فرمانده محترم قرارگاه به خوبی نسبت به کذب بودن گفته ایشان در این زمینه آگاهی دارند؛ جالب آنکه مدیرمسئول سایت نوسازی در همان مقطع زمانی بصورت ویژه توسط یکی از مقامات عالی رتبه منتسب به قرارگاه مذکور درخصوص تشخیص به موقع و دقت در انتشار اخبار مربوط به آقای سیدحسن مصطفوی مورد تقدیرهای بی نظیری قرار گرفتند.

4- قطعا میانگین مدارک تحصیلی اعم از حوزوی و دانشگاهی گردانندگان سایت نوسازی به شرح 11 نفر (فوق لیسانس حقوق(2نفر)، لیسانس ادبیات انگلیسی، فوق لیسانس مدیریت، دانشجوی دکترای علوم سیاسی، لیسانس علوم سیاسی، سطح 3 حوزوی، دیپلم، لیسانس فقه و حدیث، کارشناسی مکانیک و فوق لیسانس علوم سیاسی) از میانگین دانش و مدارک تحصیلی قرارگاه جناب آقای (ع.ض) مشفق بالاتر است و اشاره ایشان در یادکردن از گردانندگان سایت نوسازی، با این عبارت که "این ها به زور دیپلم گرفته اند"، کذب است.
گفتنی است تنها فرد دارای مدرک دیپلم در گردانندگان سایت نوسازی نیز با معدل بالای 18.5 در رشته ریاضی موفق به اخذ دیپلم شده است و کارنامه تحصیلی ایشان نیز آماده ارائه به قرارگاه مذکور جهت برابری با معدل دیپلم جناب آقای (ع.ض) مشفق می باشد.

5- ادعای ایشان درباره تاثیرگذاری آقای "مصطفی تاج زاده" (از رهبران اصلی آشوب های اخیر و از مخالفان سرسخت نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه) درباره افشاگری رسانه ای صورت گرفته درخصوص آقای "سیدحسن مصطفوی" در سایت نوسازی، کذب بوده و ساخته و پرداخته اذهان متوهم است.
لازم به ذکر است مدیرمسئول سایت نوسازی با شرکت در دو جلسه مناظره با آقای مصطفی تاج زاده با موضوع احتمال حمله آمریکا به ایران و مسائل پیرامون، به دفاع از نقطه نظرات خود در این زمینه پرداخته اند که هر دوی این جلسات در انظار عمومی ، یکی در نمایشگاه مطبوعات در حضور 50 الی 60 نفر و با توجه به پایان نیافتن مناظره، ادامه آن در محل سازمان مجاهدین و با حضور برخی از حضار جلسه اول مناظره برگزار گردیده است که در نهایت مناظره مذکور با ارائه نظرات طرفین و عدم توافق در قبول مواضع مطرح شده پایان پذیرفت و لذا دست اندرکاران سایت نوسازی از آقای (ع.ض) مشفق می خواهند مدارک و مستندات خود نسبت به ارتباط موضوع مناظره و مطالب مطرح شده در آن و ادعای القای آقای تاج زاده به مدیرمسئول سایت نوسازی جهت حمله به سیدحسن مصطفوی را در اختیار افکار عمومی قرار دهند

6- با توجه به سابقه شیطان در مخلوط کردن راست و دروغ در طول تاریخ و در نهایت بهره برداری ناصواب از تداخل مذکور، اینجانبان سخنان آقای (ع.ض) مشفق در ارائه مطالب دروغ و آدرس های غلط در لابه لای بیان حقایق آشکار در پرده ای (از جمله اشاره به اقدامات انحرافی آقایان علی لاریجانی و محمدباقر قالیباف در دفاع از میرحسین موسوی) را در ادامه حرکت شیطان و البته با اهداف از پیش تعیین شده ای مانند:
الف. فرافکنی جهت عدم پاسخگویی به مقامات عالی رتبه نظام و فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت به ضعف عملکرد و برخی کوتاهی ها و همراهی های صورت گرفته با عوامل فتنه های اخیر توسط بعضی محافل اطلاعاتی – امنیتی.
ب. ارائه آدرس های غلط جهت منحرف کردن افکار امت حزب الله و دلسوزان انقلاب از مرکز هدایت کننده فتنه اخیر (حجت الاسلام هاشمی رفسنجانی) به آدرس های انحرافی مانند رهبر فکری، معنوی و راهبردی بودن آقای موسوی خوئینی ها در فتنه های اخیر در حالیکه ایشان تنها در بخشی از دهه 70 یکی از چند رهبر جریان اصلاحات بودند و در دهه 80 تبدیل به یک عنصر فرعی گردیدند.
البته با توجه به دشواری القای چنین ادعای مضحکی به افکار امت حزب الله که با حضور در حماسه بی نظیر 9 دی و سردادن شعارهای کم سابقه ای علیه "حجت الاسلام اکبر هاشمی رفسنجانی" و حمل انواع و اقسام پلاکاردهایی با همین مضمون، مرکز فتنه را شناسایی کرده بودند، آقای مشفق با بیان چند پهلوی مواضع خود در این خصوص و بعضا مقداری همراهی با افکار امت حزب الله، بصورت کاملا برنامه ریزی شده اقدام به تحریف واقعیت های موجود فتنه های عمیق اخیر نموده اند.
ج) تطهیر میرحسین موسوی و ارائه آدرس غلط عدم برنامه ریزی قبلی نسبت به حضور نامبرده با بیان این نکات که «میرحسین موسوی هدفش از کاندیداتوری در این انتخابات فقط بیان نظرات و دیدگاه های مدیریتی بود که نتیجه جلسات 10 ساله اش با گروه مطالعاتی که به همین منظور تشکیل شده، بوده است. میرحسین موسوی دارای افکار و مواضع متفاوت از دوم خردادی هاست و دوم خردادی ها اعتقاد داشتند که میرحسین موسوی یک اصولگراست و حرف های او با احمدی نژاد یکی است و ایشان فقط به دنبال تریبونی جهت ارایه جزوه "زیست مسلمانی" خود بود که راهبردهای میرحسین موسوی و تیم مطالعاتی اش شامل دو پسر شهید بهشتی، دکتر فاتح، دکتر بهزادیان نژاد و... در آن جمع آوری شده و حضور میرحسین موسوی در انتخابات مستقل و بدون هماهنگی اتاق فکر فتنه بوده و موجبات برآشفته شدن افرادی از قبیل بهزاد نبوی، موسوی خویینی ها، موسوی بجنوردی، سید محمد خاتمی، مجید انصاری و محمد رضا خاتمی را فراهم آورده است». حال آنکه براساس مستندات موجود برنامه ریزی حضور آقای میرحسین موسوی دو سال قبل از انتخابات و با اجماع سران جریان های تاثیرگذار دوم خردادی و برخی از اصولگرایان صورت پذیرفته و با نیم نگاهی به سرفصل های بیشمار عملیات های روانی و برنامه های حساب شده و حرفه ای پیاده شده در ستاد وی می توان به حضور یک عقبه کارشناسی طولانی مدت جهت طرح ریزی برنامه های فوق پی برد.

7- ارایه این نقل قول از آقای سید حسن مصطفوی خطاب به مقام معظم رهبری که «این ردای رهبری را برگردانید به بیت امام (ره)» و انتساب نقلی به مقام معظم رهبری که «آقای سید حسن این را به شما هم گفته اند» و بعد این نتیجه گیری که سید حسن این مطلب را به خود آقا هم گفته اند، یادآوری این نکته را به این برادر ضروری می نماید که با در نظر گرفتن حداقل عقل و شعور و ذکاوت سیاسی برای جناب آقای سید حسن مصطفوی، انتساب نقل قولی با این شدت از بلاهت به ایشان، بیشتر به لطیفه می ماند و البته دروغ بستن به مقام معظم رهبری نیز در این مورد پیگیری مسوولین ذی ربط و دلسوزان نظام را به همراه خواهد داشت.

8- اشاره ایشان به این نکته راجع به هیات های مذهبی که «امروز جوان ما در هیات گریه میکند، عزاداری می کند، خودش را برای امام حسین خونین و مالین می کند و بعد ترک موتور بعد از هیات دختربازی می کند» به نظر اینجانبان وجه دیگری از توهمات ایشان و توهین به دستگاه و گریه کنان حضرت سیدالشهدا(ع) است و تذکر این نکته به ایشان که بعد از هیات در ساعت 11 الی 12 شب و با صورت خونین و مالین امکان دختربازی در هیچ یک از خیابان های تهران و سایر شهرهای کشور فراهم نیست و در ضمن خوب است ایشان بدانند که این روزها از صدقه سر فرهنگ رفاه زدگی اشاعه داده شده در جامعه، دختر خانم های مدنظر ایشان هیچگونه محلی به موتور هوندا 125 بچه هیاتی ها نمی گذارند و باز هم خوب است ایشان مطلع باشند قوانین خاص و خدشه ناپذیری در دستگاه سیدالشهدا (ع) برقرار است و غیرت حضرتش توهین به جوانان عزادار و گریه کنندگان عزایشان را برنمی تابد و بهتر است ایشان هرچه زود حداقل در این مورد توبه نموده و افکار عمومی جامعه را نسبت به اذعان به اشتباه خود آگاه سازند.
9- اشاره ایشان به این نکات در خصوص روز 13 آبان که "اینها در 13 آبان 4 الی 5 هزار نفر را حداکثر آوردند در خیابان که 80 درصدشان همین دخترهای فاسد توی خیابان ها، اراذل و اوباش و ضدانقلاب بودند، بر اساس بررسی های اطلاعاتی ما، من تحلیل را برای شما ارائه نمی دهم، در تهران ما بیش از 1400- 1200 خانواده نفاق داریم؛ یعنی خانواده هایی که بچه هایشان منافق بودند و اعدام شدند، این ها همیشه در اغتشاشات و جریانات اخیر فعال هستند، خودشان و اطرافیانشان، فقط ما در تهران نزدیک به یک میلیون و دویست هزار نفر اتباع بیگانه داریم مانند افعانی ها که این ها در تمام مراسم علیه نظام حضور دارند با اعوان و انصارشان"؛ ذکر این نکات را می طلبد که اولا دخترهای بعضا بدحجابی که در خیابان های تهران در تردد هستند فاسد نیستند و فقط متاسفانه در امر خطیر حفظ کامل حجاب خود دچار کوتاهی اند؛ ثانیا دخترهای معترض و اغتشاشگر روز 13 آبان نیز فاسد نیستند و جوان های رشید، صاحب آبرو و برومند ایران عزیزند که متاسفانه در این مقطع از زمان مسیر اشتباهی را طی می کنند و مسئولین ذی ربط می بایست با دلسوزی و برنامه ریزی دقیق افکار آنان را از چنگال رسانهای بیگانه برهانند و نه این که آنها را دختران فاسد خطاب کنند. ثالثا اکثر خانواده های منافقین اعدام شده در اول انقلاب از خانواده های وفادار به انقلاب هستند مانند مسئولین خدمتگزار حضرات آیات جنتی، محمدی گیلانی و ... . رابعا گویا ایشان دیواری کوتاه تر از برادران دینی افغانی ما پیدا نکرده اند که می فرمایند «این ها خودشان و اعوان و انصارشان در تمامی اغتشاشات حضور داشتند» که البته ایشان به عنوان یک مسئول بلندپایه امنیتی که به ادعای خنده دار خودشان این آمار و اطلاعات دست اول فوق محرمانه(!!؟) را خدمت مقام معظم رهبری ارائه کرده اند(!) لابد سعی بر آن دارند که جمعیت حاضر شده در اردوکشی های خیابانی اغتشاشگران بعد از انتخابات را با یک روش پیچیده اطلاعاتی به کشور افغانستان نسبت دهند!!؟

10- بیان ادعای ارتباط آقای سید محمد خاتمی با سرویس های اطلاعاتی بیگانه و در راس آن MI6 در جایی به صورت زیرشاخه آقای محمدعلی ابطحی و در جایی دیگر به صورت سرحلقه ارتباط با سرویس های اطلاعاتی بیگانه به شکل تنگاتنگ و با حرکت کامل در نقشه طراحی شده آن ها در دوران 8 ساله ریاست جمهوری ایشان و در کنار بیان این که آقای سید محمد خاتمی دارای روابط نامشروع اخلاقی و مسائل شنیع اخلاقی هستند و وضعیت خرابی در این مقوله دارند به نظر اینجانبان بخشی دیگر از توهمات آقای (ع-ض) مشفق و توهین به نظام، مقام معظم رهبری و مردم است و اینجانبان ضمن انزجار از بی اخلاقی ها، بی بند و باری های سیاسی و خروج از حدود شرع مقدس اسلام در جای جای سخنرانی مذکور، ایشان و سایر اعضای محفل امنیتیشان را به بازخوانی و اجرای فرمایشات مقام معظم رهبری پیرامون اخلاق سیاسی به خصوص بیانات ارزشمند معظم له در خطبه های نماز جمعه 14 خرداد اخیر در حرم مطهر حضرت امام خمینی (ره) دعوت می کنیم.

11- ادعاهای ایشان مبنی بر اینکه :
الف) دولت اصولگرای آقای احمدی نژاد در وقایع اخیر خود را کنار کشید تا تیرها به مقام معظم رهبری بخورد
ب) اینکه احمدی نژاد غیر از خودش هیچ کس را قبول ندارد
ج) تاکید و بیان سه بار پشت سر هم این نکته از زبان دوم خردادی های مخالف میرحسین که "میرحسین همان احمدی نژاد است با این تفاوت که میرحسین عاقل است و احمدی نژاد عاقل نیست" با لحنی که حاکی از همراهی گوینده در این تحلیل است
د) اشاره به این که چرا آقای احمدی نژاد کسانی را در دولت به کار می گیرند که می دانند خلاف نظر مقام معظم رهبری است با اشاره به ماجرای معاونت اولی آقای مشایی (البته مقام معظم رهبری در نامه خودشان خطاب به آقای احمدی نژاد مرقوم فرموده بودند که این انتصاب موجب سرخوردگی بعضی از طرفداران شما را فراهم می آورد نه این که خودشان با این انتصاب مخالف بوده اند)
و) اشاره به این که احمدی نژاد به جهت اشتباهاتی که در چند سال اخیر انجام داد و ضعف عملکرد بهانه خوبی در دست اصلاح طلبان در وقایع اخیر جهت براندازی ولایت داد، در کنار عدم اشاره به دستاوردهای دولت آقای احمدی نژاد در 4 سال اول که در بسیاری از سخنرانی ها، مقام معظم رهبری به آن اشاره فرموده اند و رعایت نکردن انصاف در قبال زحمات شبانه روزی دولت نهم و قراردادن آقای احمدی نژاد در پازل توهمات خود از فتنه ای اخیر مشام تحلیلگران سیاسی را نسبت به خاستگاه سخنان آقای (ع-ض) مشفق حساس می نماید، امید است که ایشان و سایر دوستانشان در حلقه اطلاعاتی- امنیتی موسوم به ... در سر آن نباشند که نظام مقدس جمهوری اسلامی را در پس تحلیل های شکل گرفته در تاریکخانه های خود دچار موضوعات امنیتی نظیر آنچه در قتل های زنجیره ای شکل گرفت نمایند.

سوره الشعراء - آیات 221 تا 227: "هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّیَاطِینُ■ تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِیمٍ■ یُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ■ وَالشُّعَرَاء یَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ■ أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِی كُلِّ وَادٍ یَهِیمُونَ■ وَأَنَّهُمْ یَقُولُونَ مَا لَا یَفْعَلُونَ■ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِیرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنقَلَبٍ یَنقَلِبُونَ
(آیا شما را خبر بدهم که شیاطین بر چه کسی فرود می آیند؟■ بر هر دروغ زن گنه پیشه ای فرود می آیند ■{به اخبار آسمان} گوش فرا می دهند {اما اطلاعی حاصل نمی کنند} و بیشترشان دروغگویند ■ شاعران را مردم گمراه پیروی می کنند ■ از هر دری سخن می گویند و با اشعار اغراق آمیز خود، گاهی ناپسند را می ستایند و پسندیده را ناپسند جلوه می دهند و بیشتر خیالبافی می کنند و ناحق سخن می گویند ■ و آنان چیزهایی می گویند که خود عمل نمی کنند ■ مگر آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته نموده و خدا را فراوان یاد کرده و پس از آن که مورد ستم واقع شوند از خود {و دیگر مومنان} دفاع می نمودند و به زودی ستمکاران بدانند که به چه سرنوشتی باز خواهند گشت)"
در خاتمه از پروردگار متعال رهایی امت حزب الله از شر عمارهای دروغین را مسالت داریم.

پی نوشت: من فایل صوتی که از آن صحبت شده را نشنیده ام و این بازنشر تنها به اجابت درخواست دوستانه ی دوستی عزیز است


 

هشت ماه نبرد سایبری - فصل تازه ای در بصیرت

 


 

برای محمد و قالی باف اش

 

به محمد مسیح که از سر دغدغه نوشته است

بسم الله

سلام.

حال و احوال ات را که جلو معراج شهدا دیدم، فهمیدم گرفته ای و دلیل آن را هم فهمیدم! به اسطوره ات! یا بهتر است بگویم قدیسه ات توهین شده بود. در جای جای مسیر دیدی که مردم و مداح و ... همه گله دارند از شهردار ات [...]

اما حقیقت همین است محمد جان،‌ جماعت حزب اللهی ! آن حزب الله ای که نه مال حسین الله کرم باشد و نه مال حمید محتشم از قالی باف بدش می آید!

اما جالب است بدانی آن حزب الله ای که تو به اش پرخاش می کنی بابت رفتارهای خشونت! بار اش، همان کسانی هستند که در انتخات شورا ها برای قالی باف تو کار می کردند، پس جنس بد، که نه؛ جنس تقلبی بیخ ریش خودات! ما حزب الله تقلبی نمی خواهیم، حزب الله ای که تو نوشته ای مدل تقلبی حزب الله است که در انتخابات شورای شهر به حزب الله خیانت کرد و برای قالی باف و تیم اش کار کرد، یعنی کار دیگر اش که کتک زدن مردم برای تبلیغ اسلام! بود را زمین گذاشت و به تبلیغ قالی باف پرداخت.

حزب الله جدیدی که پیدا کرده ای و برایش کلمات نوشته هایت را می شماری هین حزب الله است محمد جان!

ببین حسین قدیانی را! حزب اللهی اصیل است، یک عالمه مطلب می نویسد اما بعد اش نمی شمارد تعداد کلمات اش را که به تهران امروز و پنجره و مثلث بفروشد، بلکه رایگان می دهد اش به احسان حسنی تا او یک بروشور زیبا چاب کند که در طول مسیر مشایعت شهدا، مردم با عشق عکس مولای شان امام خامنه ای را بالای سر بگیرند.

شهرداری که مرده! مرده تا شاخه گلی دست مردم دهد، شهرداری مرده تا پوستری چاپ کند! در مراسم تشییع عزیز ترین داشته های این ملت دو دسته پوستر چاپ کرده بودند محمد جان! یکی آن ضد انقلاب های جرس نشین برای دهن کجی به ما امت حزب الله که آمده بودیم گرد نشسته به استخوان های شاهدین جاویدان ایران را توتیا کنیم، و دیگری هم یک موسسه کوچک شخصی به نام عاشورا که برای دل خون همه آن ها آمده بودند بروشوری چاب کرد که حتی یک نسخه اش هم زیر پا نیفتاد و مرد و زن آن را با عشق در دستانشان نگاه داشتند و بعد هم مثل من با خود به خانه بردند و به یادگار از روزی که با زخم ماندگار غربت شهدا در شهرشان شب شده بود، نگاه داشتند.

می دانی این یعنی چه؟ یعنی شهرداری مرده بود، قالی باف تو مرده بود! نه! نتنها شهرداری، که وزارت ارشاد هم مرده بود! حسینی وزیر ارشاد هم مرده بود، پدرش نمرده بود ها! خودش مرده بود که چهارتا پوستر چاپ کند! چهار شاخه گل بی آورد. البته هم آن بهتر که نیاورده بود، گل هایی که کروبی و کرباسچی برای بی پدری اش آورده بودند.

این مطلب را رجا نیوز کار نمی کند، چون من در اش به ارشاد بی احترامی کرده ام و این یعنی من حزب اللهی ام محمد مسیح! و تو این ها را نمی فهمی! نمی فهمی وقتی می گویم کتی که حسینی وزیر ارشاد و قالیباف می پوشند هر دو  "ورساچه" است یعنی چه [...]

دیدی من فقط قالی باف را فحش نمی دهم؟ بیا حسینی را هم فحش دادم، من آن کتی را فحش می دهم که تن هر دوشان است، اما تو هیچ وقت این را نمی فهمی، تو هیچ وقت در درگیری ها نبودی، تو هنوز هوا که تاریک می شود پدر و مادرت زنگ می زنند و سراغت را از من میگیرند! بخاطر همین است که فقط می توانی واژه ی بد و زشت "خشونت" را بنویسی، چون آن را لمس نکرده ای! پس حداقل چشم ات را باز کن و ببین کدام یک از ما، دوستان ات؛ (اگر دوست نیستیم؛ اطرافیانت) از خشونت ماه های التهاب تهران یادگار نداریم؟ اگر از دست بخشیان و پای چب من و شهادت امیر حسام و حسین کبیری خبرنداری، از میگرن وخیم شده ی امیر حسین و سرشکسته اش نمی خواهد خبر بگیری، حداقل ازش بخواه تا ماجرای سوختن رفیق بسیجی اش را سطل هایی شهرداری، جلوی خانه ی آقای لاریجانی در مجتمع سبحان را برایت تعریف کند تا دیگر بند دل کوچک ات برای گاز فلفل خوردن دوست ات پاره نشود.

چه خوش ات بیاید و چه نه، همین است برادر جان؛ نماز جمعه، راهپیمایی، تشییع شهدا، هیئت و ... این ها جولانگاه حزب الله است، نمی شود این ها را بخواهی اما اهل اش را نه! این که ملت کنار علی مطهری فریاد بزنند" مطهری نادان / بصیرت – بصیرت"  بد نیست که تو به خاطر اش ناراحت بشوی، این یعنی آقای مطهری! آمدی بین ما که بگویی از ما هستی؟ نخیر نیستی! ما تو را نمی خواهیم! از تو بدمان می آید. حالا اگر می خواهی به خودت بگویی اصول گرا، باشد، اما از ما نیستی، بین ما راه نرو که خودت را به امت حزب الله بچسبانی

این که ملت بروند یقه قالی باف را بچسبند بگویند: این که آمدی این جا فایده ندارد، اگر راست می گویی عکس شهدا را از در و دیوار شهر پاک نکن! عکس شهید صدر را پاک نکن و به جایش عکس سرو نکش بد نیست.

معلوم است که نباید این تجمعات برای این ها امن باشد‍! فلاحیان هم آمده بود شهدا را به گور بسپارد! چرا کسی با او کاری نداشت؟ چون او تکلیف اش مشخص است .... این ها خودشان را مثل انگل چسبانده اند به امت، اما به موقع اش مسئول می شوند ...

وقتی آقای لاریجانی به جای دل سوزی برای جوانانی که به خاطر امام و انقلاب و رهبر و کشورشان در جبهه خیابان های تهران به نبر منافقین و محاربین رفته اند، دل اش برای شیشه ی شکسته ماشین های مجتمع سبحان می سوزد، باید هم جرأت نکند در این اجتماعات بیاید.

یا محسن رضایی که شریک خوراندن جام زهر به امام بوده باید هم پی این را به تن اش بمالد که وقتی میخواهد از هیئت خارج شود لعن بر منافق بشنود و صلوات بر روح شهید "پیچک"

جای این جماعت منافق کنار دست هم آن هایی است که برایشان خوش رقصی می کنند، نه در میان امت حزب الله.

امیدوارم مثل مثال های قبل که آخرینش حمایت ات از موسوی بود، شرمنده نشوی و این بت قالی باف ها را هرچه زود تر بشکنی ... .

 

پی نوشت:

احسان حسنی مدیر موسسه عاشورا، مدیر اسبق فرهنگ سرای پایداری است. تیم مدیرتی که قالی باف جانشین حسنی کرد، با اتهام فساد اقتصادی و اخلاقی از سوی سازمان بازرسی کل کشور  ، برکنارشدند. در آن زمان سید عماد حسینی مشاور رسانه ای و تبلیغاتی فعلی قالی باف رییس فرهنگ سرای پایداری بود.

حزب الله در انحصار هیچ حزب و گروهی نیست، نه آن دار و دسته قالی باف در روزنامه حزب الله، نه آن دسته مسجدارکی ها که در انتخابات شوراها برای قالی باف کار! کردند. و نه آن جماعت در یا لثارت که بجای اینکه فرار  مهدی هاشمی، بی حجابی را تیتر می کنند!

به عنوان کسی که در جامعه حضور  دارد به نظرم نمی رسد وضعیت حجاب با قبل فرقی کرده باشد، گمان میکنم دست گذاشتن روی این نقطه حساس امت حزب الله ، دلیل اش منحرف کردن اذهان از  مطالبه  ی محاکمه حرمت شکنان روز عاشورا، محاربین و سران فتنه است [...]

پسترهایی که جلبک ها پخش کرده بودند از طرح حای عاشورایشان بود که با هوشیاری امت حزب الله کل هم اش جمع شد

طرح روی جلد نشریه ای که موسسه عاشورا لطف می کرد و به مردم هدیه می داد، عکس تمام قد از رهبر عزیزمان بود که کار گرافیکی اش با دستان توانمند میثم عزیز "دوئل" انجام شده بود و با متن زیبایی از حسین قدیانی، داداش حسین بچه حزب اللهی ها، آراسته شده بود.

 یک بنده خدایی می گفت اگر نظرات حضرت آقا در مورد قالی باف منتشر شود ...

بعد از تحریر:

در حال نگارش پستی با عنوان"از دامن مشایی تا دام قالی باف هستم"